X
تبلیغات
رایتل

راز بی اخلاقی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1391 در ساعت 07:53 ب.ظ

"خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
 در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هرجماعت دیگر بیشتر گَند می زنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
 من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
 خواجه نصیر الدین فرمود:
 در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر"دارد .
 در اسلام تو را می گویند :
 دروغ نگو ..... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست.
 قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
 تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
 و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پَستی را به خود می دهد و خدا را نیز ازخود راضی و شادمان می بیند .. و راز نابخردی مسلمانان در همین است. 

 

از اسرار اللطیفه و الکسیله